عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

نکته ی رژیمی فوق العاده
وسوسه غذا خوردن در یک مهمانی، وقتی تازه رژیم گرفته اید، خیلی دشوار است ولی جالب است که بدانید متخصصان تغذیه روی هیچ خوراکی، علامت مطلقا ممنوع برای شما نصب نکرده اند.
 فقط باید عادت کنید که متعادل غذا بخورید. این نوشته چند عادت را به شما آموزش می دهد که عمل به آن ها شما را لاغر می کند و در عین حال می توانید با خیال آسوده غذا بخورید.
هیچ وقت مستقیما از داخل بسته و یا ظرف اصلی، تنقلات را میل نکنید.
می خواهید یک تکه شکلات بخورید؟ تصمیم دارید کمی چیپس و پفک و یا پاستیل میل کنید؟ اجازه دارید هر خوراکی ای که میل دارید نوش جان کنید ولی این نکته را مدنظر داشته باشید که برای جلوگیری از پرخوری هیچ وقت مستقیما از درون پاکت و یا بسته خوراکی ها، تکه های آن ها را برندارید چون وقتی گرم لذت خوردن می شوید اصلا حواس تان نیست که نصف یک قوطی چیپس و یا بسته بیسکوییت را چشم بسته نوش جان کرده اید. راه حل اش این است که از اول چند عدد از خوراکی مورد علاقه تان را برداشته و داخل ظرف قرار دهید و همان را میل کنید. از یاد نبرید که قوطی و ظرف اصلی را درون کابینت قرار دهید و بعد به سوی صندلی برگردید و خوراکی تان را میل کنید. خوردن تنقلات جلوی تلویزیون از درون قوطی و یا پاکت آن، یکی از روش هایی است که رژیم شما را کاملا بر هم می زند.
اگر یک بشقاب پر ناهار و شام میل دارید، بشقاب تان را از سالاد پر کنید.
دوست دارید برای ناهار یا شام یک بشقاب غذا میل کنید؟ اشکالی ندارد. یک بشقاب بزرگ بردارید و آن را با انواع سالادهای روی میز و سبزیجات پر کنید. البته می توانید سراغ میز اصلی غذا بروید و یک بشقاب بزرگ سوپ سبزیجات و یا گوشت و قارچ و یا سوپ جو برای خودتان بکشید. ناهار و شام شما، حسابی کم کالری خواهد بود و سرشار از آب نیز هست. در عین حال از چربی های اضافی غذاها در امان خواهید ماند و البته شما هم یک بشقاب پر، غذا میل کرده اید. برای شام، یک بشقاب پر از سبزیجات و میوه های تازه تدارک ببینید.
اگر می خواهید تناسب اندام تان را حفظ کنید، باید برخی عادت های خوب را در خودتان به وجود آورید. یکی از این روش ها این است که برای شام یک بشقاب پر از سبزیجات و میوه های تازه تدارک ببینید. این شام هم سالم است و هم در عین حال شما را به رژیم لاغری تان پای بند نگه می دارد.
همیشه کوچک ترین اندازه را سفارش دهید.
همیشه دنبال حذف خوراکی هایی که دوست دارید، نباشید؛ به جای آن، سعی کنید کوچک ترین اندازه ها را انتخاب کنید. به طور مثال، در مهمانی به جای برداشتن یک شیرینی خامه ای بزرگ، یک شیرینی کوچک بردارید و یا اگر در آخر هفته با دوستان تان به یک رستوران رفته اید یک ساندویچ کوچک و جمع و جور را به " **** ساندویچ ها " ترجیح دهید و یا به جای مرغ سوخاری سه تکه، یک بسته مرغ سوخاری دو تکه و یا یک تکه سفارش دهید. البته در نظر داشته باشید که شما مجاز هستید بزرگ ترین ظرف سالاد بدون سس و چربی اضافه را سفارش دهید.
زمان معینی را برای غذا خوردن تان درنظر بگیرید.
غذا خوردن شما چه قدر طول می کشد؟ دو دقیقه؟ سه دقیقه؟ کمتر؟ اگر دوست دارید پرخوری نکنید، حداقل 10 دقیقه زمان برای غذا خوردن تان در نظر بگیرید. جالب است بدانید که معده شما به 10 دقیقه زمان نیاز دارد تا پیام هایی به سمت مغز شما بفرستد و شما احساس سیری کنید. اگر شما زودتر از این زمان غذای تان را تمام کنید، احساس سیری نمی کنید و ناخودآگاه سعی خواهید کرد در این زمان باقی مانده پرخوری کنید. بنابراین روش درست این است که وقتی بشقاب غذا را جلوی شما می گذارند حداقل 10 دقیقه طول دهید. می توانید با دوستان تان یا اعضای خانواده دور سفره غذا گپ بزنید و یا اگر در منزل تنها هستید، در وسط غذا روزنامه بخوانید. این کار باعث می شود که زمان غذا خوردن تان را طولانی تر کنید.
خالی کردن بشقاب تان را فراموش نکنید.
شما عادت دارید کاملا بشقاب تان را پاک کنید سپس از سر میز غذا بلند شوید؟ این، اشتباه است. شما باید به اندازه غذایی که در ظرف تان ریخته اند توجه نکنید، هر چه قدر که فکر می کنید شما را سیر می کند و کافی است، میل کنید و باقی را برای روز بعدتان در یخچال بگذارید. شما لازم است باقی مانده غذا را دور نریزید ولی نباید به بهانه پاک کردن ته بشقاب تان با غذا خودکشی کنید. یادتان باشد که هر غذایی کالری دارد و انتخاب های شما بهتر است از نوع کم کالری باشد. با چنگال غذا بخورید.
فرمان هفتم ما برای داشتن اندامی متناسب این است که برای غذا خوردن از چنگال و یا قاشق های کوچک تر استفاده کنید. چنگال باعث می شود که شما حین غذا خوردن اندازه های کوچک تری از غذا را میل کنید و در عین حال باعث می شود که شما زمان غذا خوردن تان را طولانی تر کنید. نتیجه این که شما طی 10 دقیقه با چنگال غذای کمتری می خورید و در عین حال احساس سیری کامل به شما دست می دهد.
تلویزیون را خاموش کنید.
بسیاری از خانواده های ایرانی عادت دارند جلوی تلویزیون ناهار و شام میل کنند ولی این روش، شما را چاق می کند چون شما حواس تان نیست که چه قدر غذا می خورید. پس اگر نمی خواهید مازاد بر نیازتان دریافت کنید، سر میز غذا بنشینید و فقط در کنار خانواده، غذا میل کنید.
منبع :هفته نامه سلامت 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:37 ] [ ela86 ]

براي تو مي نويسم که بودنت بهار و نبودنت خزاني سرد است
تويي که تصور حضورت سينه بي رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق مي زند
در کوير قلبم از تو براي تو مي نويسم
اي کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم
تا مثل باران هر صبح برايت شعري مي سرودم
آن گاه زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي شدم
و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم
اي کاش باد بودم و همه عصر را در عبور مي گذراندم
تا شايد جاده اي دور هنوز بوي خوب پيراهنت
را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد
که مرهمي شود براي دلتنگي هايم 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:31 ] [ ela86 ]

خدایا، 

بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بر آن دار که خیر خواه کسی باشم که بدخواه من است، و به آن کسی که از من کناره می گیرد، پاسخ نیک دهم، و به کسی که مرا محروم می کند، بخشش نمایم، و کار کسی را که از من می بُرَد، با آشتی تلافی کنم، و کسی را که درباره ی من غیبت می کند ، به نیکی یاد آورم، و خوبی را سپاس گویم، و از بدی چشم برگیرم. 

صحیفه مبارکه سجادیه

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:29 ] [ ela86 ]

دوستت دارم پریشان‌ ،شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌ ،دانه می‌خواهی چه کار؟
تاابددورِتومی‌گردم ‌،بسوزان !عشق کن ‌!
ای که خود شمعی ، دگر پروانه می‌خواهی چه کار؟

 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:19 ] [ ela86 ]

هیچکس از مشورت بد بخت نشد و از خودرایی خوشبخت نشد.
حضرت محمد(ص) 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:11 ] [ ela86 ]

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید: فردا چه می کنی؟

گفت اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.

همسرش گفت بگو ان شاءا...

او گفت ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی.

از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند.

ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.

همسرش گفت کیست؟

او جواب داد ان شاءا... منم 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:10 ] [ ela86 ]

جدیدا رفاقتا دو حالت بیشتر نداره

یا تو آویزون رفیقتی، یا رفیقت آویزون تو !

.

.

.

اگه کسی رو دوس دارین

بهش بگین که دوســــش دارین

قبل از اینکه کسه دیگه اى این کارو بکنه!
 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 15:00 ] [ ela86 ]

ای از عشق پاک من همیشه مست
من تورا آسان نیاوردم بدست
بار ها این کودک احساس من
زیر بارانهای اشک من نشست
من تورا آسان نیاوردم بدست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد بالای بام آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
من تورا آسان نیاوردم به دست
در بدست آوردنت برد باریها شده
بی قراریهاشده شب زنده داریها شده
در بدست آوردنت پایداریها شده
با ظلم و جر روزگار سازگاری ها شده. 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 14:54 ] [ ela86 ]

حکايت است که پادشاهي از وزيرخدا پرستش پرسيد :
بگو خداوندي که تو مي پرستي چه مي خورد، چه مي پوشد ، و چه کار مي کند و اگر تا فردا جوابم نگويي عزل مي گردي!!!
وزير سر در گريبان به خانه رفت ...
وي را غلامي بود که وقتي او را در اين حال ديد پرسيد که او را چه شده؟
و او حکايت بازگو کرد.
غلام خنديد و گفت : اي وزير عزيز اين سوال که جوابي آسان دارد.
وزيز با تعجب گفت : يعني تو آن ميداني؟ پس برايم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه ميخورد؟
- غم بندگانش را، که ميفرمايد من شما را براي بهشت و قرب خود آفريدم. چرا دوزخ را برميگزينيد؟
- آفرين غلام دانا.
- خدا چه ميپوشد؟
- رازها و گناه هاي بندگانش را
- مرحبا اي غلام
وزير که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد
ولي باز در سوال سوم درماند، رخصتي گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومين را پرسيد.
غلام گفت : براي سومين پاسخ بايد کاري کني.
- چه کاري ؟
- رداي وزارت را بر من بپوشاني، و رداي مرا بپوشي و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببري تا پاسخ را باز گويم.
وزير که چاره اي ديگر نديد قبول کرد وبا آن حال به دربار حاضر شدند
پادشاه با تعجب از اين حال پرسيد اي وزير اي چه حاليست تو را؟
و غلام آنگاه پاسخ داد که اين همان کار خداست اي شاه که وزيري را در خلعت غلام و غلامي را در خلعت وزيري حاضر نمايد.
پادشاه از درايت غلام خوشنود شد و بسيار پاداشش داد و او را وزير دست راست خود کرد 

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 14:51 ] [ ela86 ]

استفاده به موقع از فنجانی آب، مهیب ترین آتش سوزی را مهار می کند ….

.

.

.

چو با ابلهان کَس شود همنشین / تو او را به چشم بزرگى مبین‏
سزد گر شود خوار و درمانده او / ز نزد همه دوستان رانده او …. 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 14:43 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...212213214215216...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید