عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 پلاك شناسايي او «يا حسين» بود ...
شهدا را بچه‌هاي خودمان در منطقه شلمچه عراق در حضور عراقي‌ها كشف كرده بودند و تحويل عراقي‌ها داده بودند تا در مراسم تبادل، به طور رسمي وارد خاك كشورمان كنيم. 
اسامي شهدا مشخص بود. روز مذاكره كه روز قبل از تبادل در شلمچه صورت گرفت، ژنرال «حسن الدوري» رئيس كميته رفات ارتش عراق گفت: چند شهيد هم ما پيدا كرده‌‌ايم كه تحويلتان مي‌دهيم و به فهرستتان اضافه كنيد. يكي از شهدايي بود كه عراقي‌ها كشف كرده بودند، گمنام بود. هويتش معلوم نبود. سردار باقرزاده پرسيد: از كجا مي‌گوييد اين شهيد ايراني است؟ اين شهيد هيچ مدركي دال بر تشخيص هويت نداشته! پاسخ عراقي‌ها جگرمان را حال آورد و هويت شهيدانمان را هم به عراقي‌ها و هم بار ديگر به ما يادآور شد. ژنرال بعثي گفت: همراه اين شهيد پارچه قرمزرنگي بود كه روي آن نوشته شده «يا حسين شهيد». از اين پارچه مشخص شد كه ايراني است!
بله، حتي دشمن هم ما را با عشقمان به حسين(ع) مي‌شناخت.

[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 11:34 ] [ ela86 ]

 امام صادق (ع) فرمود:

دل ها چهار اعراب (حالت ) دارند: رفع (اوج و بلندى )، فتح (فراز)، جرّ (سقوط و پستى ) و وقف (ايستايى و از كار ماندن ). 

پس رفع (اوج ) آن در ياد خدا بودن و فتح (فراز) آن خشنودى از خدا و تسليم اراده او بودن و جرّ (سقوط و پستى ) آن در توجه به غير خدا و تباه كردن عمر در هوس هاى دنيايى و وقف (ايستادن از كار ماندن ) آن و حرمان از نعمت هاى دنيا و آخرت ، در غفلت از حضرت احديّت است . 
آيا نمى بينى پس از آن كه بنده اى خالصانه و به بزرگى ، خدا را ياد كند و به ذكر او مشغول شود، هر حجابى ميان او و حضرتش برداشته مى شود؟

چون بنده اى تن به قضاى الهى مى سپارد و به خواسته او راضى باشد، به تحقيق كه دل او به شادى و سرور گشايش يابد و درهاى آسايش و آرامش بر او گشايش يابد و درهاى آسايش و آرامش بر او گشوده شود. و چون (پس از دل مشغولى به امور دنيايى ) به ذكر احديّت بپردازد، تاريكى دل را در روزهاى غفلت از حضرت احديّت ، عيان بيند،

گويى كه خانه اى تاريك ، ويران و بدون مونس بوده است ، چرا كه غفلت از ياد حق ، دل را مى ميراند وتاريك مى كند.

وچون پس از دوام ذكر و ياد خداوند از او غفلت ورزد، ((وقف )) پذيرفته (متوقّف شده ) و محجوب از عنايات الهى گشته و قلبش قساوت يافته و از زمانى كه از نور تعظيم الهى دورى جسته ، دلش به تاريكى گراييده است .
 
علامت رفع (بلندى ) قلب سه چيز است : همراهى با فرمان الهى ، عدم مخالفت با آن و اشتياق دايم در بندگى و پيروى از فرمان خداوند.
نشانه فتح قلب سه چيز است : توكل بر خداوند، راست گويى، و يقين به تمام آنچه پيامبران آن را براى هدايت انسان ها آورده اند.
  
علامت جرّ (پستى ) سه چيز است : خودپسندى ، ريا و آزمندى .
وقف (ايستايى ) را نيز سه علامت است : از ميان رفتن طعم بندگى ، درنيافتن تلخى گناه و رعايت نكردن حلال و حرام در خوراك ، و پوشاك و...
 

 

[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 11:28 ] [ ela86 ]

1- شاید مشکل از خود رسانه‌هاست. ایراد رسانه‌هاست که آن‌قدر فوتبالیست‌های کم‌کیفیت را بزرگ کرده‌اند که حالا نمی‌توانند آن‌ها را جمع کنند. از بد روزگار، بازیکنانی که آن‌قدر کوچک و ناکارآمد شده‌اند که از پس اردن هم برنمی‌آیند، خود را ستون‌های این فوتبال می‌دانند. بازیکنانی که نمایش کسل‌کننده‌شان در لیگ برتر روی اعصاب جامعه راه می‌رود، آن‌قدر اعتماد به نفس پیدا کرده‌اند که فکر می‌کنند قشری از جامعه از کنار آن‌ها نان می خورند، غافل از این‌که خود آن‌ها هستند که از بیت المال پول‌های میلیاردی درمی‌آورند.

2- بازیکنان تیم ملی، رسانه‌ها را تحریم کرده‌اند. شاید به این دلیل که می‌خواهند ثابت کنند اگر آن‌ها حرف نزنند، مردم هم روزنامه‌ها را نمی‌خرند. این اوج اعتماد به نفسی است که مثل خوره به جان فوتبالیست‌های ما افتاده است. یادشان رفته وقتی عابدزاده از فوتبال خداحافظی کرد، تیراژ هیچ روزنامه‌ای کم نشد. یادشان رفته که وقتی ناصر حجازی با آن همه محبوبیتش از استقلال رفت، هیچ روزنامه‌ای تیراژش پایین نیامد.

کنار هم قرار دادن فوتبالیست‌های فعلی با امثال پروین، حجازی، دایی و عابدزاده، قیاس نابه‌جایی است، اما حتی روزی که آن‌ها هم فوتبال را کنار گذاشتند، کسی عادت روزنامه خریدن را ترک نکرد. کسی نه روزنامه‌ها را تحریم کرد، نه اخبار ورزشی را.
3- فوتبالیست‌های تیم ملی خیلی روی عادل فردوسی‌پور زوم کرده‌اند و اخیرا هم در اردوی تیم ملی گفته‌اند اگر فوتبال نبود، او باید گزارشگر شطرنج می‌شد. اولا که گزارش کردن شطرنج هیجان بسیار بیشتری نسبت به گزارش کردن این لیگ دارد. دوما فوتبال نمی‌تواند نباشد. شاید این فوتبالیست‌های بی‌کیفیت می‌توانستند نباشند، اما خود فوتبال نمی‌توانست نباشد.

مگر این‌که این فوتبالیست‌ها خود را ستون‌های فوتبال بدانند و نبود خودشان را برابر با نبود فوتبال فرض کنند! حتی مهدی مهدوی‌کیا هم برای دفاع از فوتبالیست‌ها در مقابل مدال‌آوران المپیکی، این سوال را پرسیده که «اگر فوتبال نبود، رسانه‌ها چند درصد مخاطبان خود را از دست می‌دادند؟» سوال، سوال خوبی است! فقط به این شرط که در پاسخ به این سوال، همه جوانب را در نظر بگیریم.
در مورد رسانه‌ها، اگر فوتبال نبود، از همان ابتدا روی رشته‌های دیگر زوم می‌کردند و به ورزشکاران آن رشته‌ها بها می‌دادند؛ رشته‌هایی که بعدها می‌توانستند برای ایران مدال المپیک بیاورند.

اما فوتبالیست‌ها چه کار می‌کردند؟ اگر فوتبال نبود، چطور می‌خواستند ماهی ۱۰۰ میلیون تومان پول دربیاورند؟ اصلا ماهی ۱۰۰ میلیون هم نه، چگونه می‌خواستند ماهی ۲ میلیون تومان پول دربیاورند؟ با این سطح سواد، این فوتبالیست‌ها می‌خواستند در «جامعه بدون فوتبال» چه کاره شوند؟ فوتبالیست‌های لیگی که متوسط سوادش زیر دیپلم است، در «جامعه بدون فوتبال» آیا می‌توانستند بیشتر از ماهی یک میلیون تومان پول دربیاورند؟ اگر فوتبال نبود، عادل فردوسی‌پور تمام وقت به عنوان استاد دانشگاه شریف کار می‌کرد، اما فوتبالیست‌ها می‌خواستند چه کاره شوند؟

فوتبالیست‌های میلیاردی لیگ ایران تا حالا این سوال را از خودشان پرسیده‌اند؟ فوتبالیست‌های مکتب شاهین، اگر فوتبالیست بودند، حداقل لیسانس هم داشتند. جعفر کاشانی اگر فوتبالیست نمی‌شد، در وزارت امور خارجه کارش را می‌کرد و نیازی هم به مزایای فوتبالیست شدن نداشت. اما فوتبالیست‌های فعلی، جز فوتبال، آن هم فوتبال بی‌کیفیت، هیچ کار دیگری بلد نیستند و اگر فوتبال نبود، خدا می‌دانست چه کاره می‌شدند

[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 11:15 ] [ ela86 ]

 

 

ايران از سد ژاپن گذشت


تيم ملي واليبال ايران با برتري 3 بر صفر مقابل ژاپن در زير گروه ليگ جهاني، تنها به پيروزي در يک ست در ديدار دوم براي حضور در ليگ جهاني فاصله دارد.


 

تيم ملي واليبال ايران در اولين مسابقه خود در زيرگروه ليگ جهاني در 3 ست پياپي برابر ژاپن به پيروزي رسيد تا اميدش براي حضور در ليگ جهاني بيش از پيش زياد شود.
در اين ديدار که از ساعت 19 و با حضور 12 هزار تماشاگر در سالن 12 هزار نفري مجموعه ورزشي آزادي برگزار شد، تيم ملي کشورمان در ست‌هاي اول، دوم و سوم به ترتيب با نتايج (25 - 19)، (25 - 14) و (25 - 23) به برتري رسيد تا براي حضور در ليگ جهاني تنها به پيروزي در يک ست در ديدار دوم نياز داشته باشد.
تيم ايران بازي را با ترکيب محمودي، معروف، قائمي، زريني، نادي و ظريف آغاز کرد. 
ديدار دوم 2 تيم يکشنبه 19 شهريورماه برگزار خواهد شد.
تيم کشورمان پيش از اين نيز در مسابقات گزينشي المپيک و جام جهاني مقابل ژاپن به پيروزي رسيده بود.
تيم ملي واليبال ايران براي حضور در اين مرحله از سد مصر گذشته بود.
[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 10:44 ] [ ela86 ]

 قهرمان باید پهلوان هم باشد تا در دل مردم جای بگیرد.هنوز مرام آقا غلامرضا تختی و هادی ساعی و بعضی از ورزشکارانی که در مقام قهرمانی پهلوان هم بودند یادمان نرفته.اما امروز نیز با دیدن صحنه های عیادت قهرمانان دیروز المپیک و پهلوانان امروز دل مردم از کودکان سرطانی نشان می دهد هنوز روح پهلوانی زنده است حتی شاید بیشتر از گذشته.

عیادت قاسم رضایی و کمیل قاسمی قهرمانان المپیک از کودکان سرطانی.

ادامه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 18:49 ] [ ela86 ]

ای آشنای درد ما ، مهدی بیا مهدی بیا
ای یاور درمانده ها ، مهدی بیا مهدی بیا
فرمانده و رهبر تویی ، آقا توئی سرور توئی
ای وارث آل نبی، مهدی بیا مهدی بیا
بینم اگر رخسار تو ،بوسه زنم بر پای تو
بر چهره زیبای تو ،مهدی بیا مهدی بیا
مهدی تو هستی در دلم ، نور امیدی سرورم
عنوان کنم راز دلم ، مهدی بیا مهدی بیا
سلطان قلب ما توئی ،درمانده ایم مولا توئی
درمان درد ما توئی ،مهدی بیا مهدی بیا
شمعها همه افروخته ، پروانگانش سوخته
چشمها به راهت دوخته ،مهدی بیا مهدی بیا
ما جملگی لب تشنه ایم ، بی تاب و هم سرگشته ایم
ساقی به تو دل بسته ایم ،مهدی بیا مهدی بیا
اصغر ندیده روی تو ، عاشق شده بر خوی تو
قربان تار موی تو ، مهدی بیا مهدی بیا  

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 16:04 ] [ ela86 ]
اي خدا اين وصل را هجران مكن 
سر خوشان عشق را نالان مكن 
چون خران بر شاخ و برگ دل مزن 
خلق را مسكين و سر گردان مكن
باغ جان را تازه و سر سبز دار 
قصد اين مستان و اين بستان مكن
جمع و شمع خويش را بر هم مزن
دشمنان را دور كن شادان مكن
كعبه اقبال اين حلقه است و بس 
كعبه اميد را ويران مكن
نيست در عالم ز هجران تلخ تر 
هر چه خواهي كن ليكن آن مكن
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 15:55 ] [ ela86 ]

 شما هم وقتی اس ام اس رو اشتباهی به یکی دیگه می فرستین

سکته ناقص می کنین؟!

.

.

.

پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده

بعد داییم شیرینی پخش کرده

به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟

گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !


ادامه مطلب
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 15:43 ] [ ela86 ]

 ۱۰ درسی که باید از شکست بگیریم:

۱- واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد. بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در طولانی مدت، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح شما خواهد بود.

۲- اگر به دلایلی اشتباه چیزی را می‌خواهید، هیچوقت آنطور که شما دوست دارید انجام نخواهد شد.

۳- می‌توانید از این واقعیت بعنوان یکی از قوی‌ترین انگیزه‌ها برای موفقیت در آینده استفاده کنید که اول کار، اوضاع آنطور که شما دوست دارید پیش نرفته است. اگر تصمیم بگیرید که به همه چیز درست نگاه کنید، اشتیاقتان برخواهد گشت.

۴- همیشه و در همه جا پشتکار، تعهد و تلاش نتیجه می‌دهد.

۵- بعد از اینکه چیزی برخلاف میل شما پیش رفت، اگر تصمیم بگیرید که از آن درس بگیرید و توجهتان را به ارتقاء کاری که می‌خواستید انجام دهید معطوف کنید (به جای اینکه خسته و ناامید شوید)، خواهید دید که عملکردتان به طرز قابل‌ملاحظه‌ای بهتر می‌شود و در کارتان پیشرفت می‌کنید.

۶- بعد از شکست، سه کار خوبی که می‌توانید انجام دهید اینها هستند: (۱) دلایل شکستتان را بررسی کنید (۲) درس بگیرید (۳) اگر چیزی است که واقعا می‌خواهید و فکر می‌کنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید.

۷- امتحان کردن، ریسک کردن و موفق نشدن خیلی بهتر از این است که فقط عقب بنشینید و به این فکر کنید که اگر شکست بخورید چه خواهد شد.

۸- تنها نتیجه بدی که شکست می‌تواند داشته باشد این است که انگیزه دوباره امتحان کردن را از دست بدهید.

۹- هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود شکست می‌خورند. فقط شما نیستید که شکست خورده‌اید.

۱۰- خیلی از پیشرفت‌ها در نتیجه یک شکست ایجاد شده‌اند. چیزهایی که دوست دارید را دنبال کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید و تازه خیلی چیزهای عالی به دست خواهید آورد.

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 15:35 ] [ ela86 ]

 پرستاری در یکی از بیمارستان‌های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته‌های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده‌ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته‌بندی کرده است. به‌گفتۀ وی، متداول‌ترین مورد پشیمانی افراد این بوده که « ای کاش آن‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. »

  
این پرستار به نام «برونی ویر» آخرین گفته‌ها، آرزوهای برباد رفته و حسرت‌های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به‌نام « پنج پشیمانی عمده در لحظه مرگ ».
«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می‌کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به‌طور کلی پیدا می‌کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.
ای کاش شهامت داشتم زندگی خود را به شکلی سپری کنم که حقیقتا دوست داشتم؛ و نه به شیوه‌ای که دیگران از من انتظار داشتند.
این موضوع، یکی از عمده‌ترین موارد پشیمانی در میان اکثر افراد بوده است. وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می‌رسد، بسیاری از افراد به‌ روشنی درمی‌یابند که بخش عمده‌ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده‌اند. آنها درمی‌یابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیم‌هایی که در طول زندگی گرفته‌اند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگ‌ترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است؛ و معمولا افراد تا زمانی که زندگی آنها به خطر نیفتاده قدر این نعمت را نمی‌دانند.
 ای کاش این‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم
معمولا بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدهمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده‌اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آنها صحبت شده، از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.
 ای کاش شهامت بیان احساسات خودم را داشتم
بسیاری از افراد در مقاطع مختلف زندگی و یا در شرایط گوناگون، برای حفظ مناسبات مسالمت‌آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می‌روند. به همین خاطر زندگی آنها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می‌گیرد و یا آنها هیچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن را داشته‌اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخکامی و یا ناکامی‌های ناشی از مماشات با دیگران و محیط، به بیماری‌های جدی مبتلا می‌شوند.
 ای کاش تماسم را با دوستانم حفظ کرده بودم
خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا ارزش حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی‌دانند؛ و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جست‌وجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می‌شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش و یا کلا حذف می‌کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از این‌که برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قائل نبوده‌اند دچار پشیمانی می‌شوند.
 ای کاش به خودم اجازه می‌دادم که شاد‌تر باشم
این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به‌اصطلاح « آرامش » ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر، هم جنبه‌های فیزیکی و هم جنبه‌های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می‌شود
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 15:32 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...132133134135136...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید