|
عشقانه ها سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
| ||
|
[ یکشنبه 23 مهر 1391 ] [ 15:15 ] [ ela86 ]
[ یکشنبه 23 مهر 1391 ] [ 15:11 ] [ ela86 ]
بسمه تعالی
امرور اولین سالگرد تاسیس وبلاگ می باشد. طی این یک سال تمام تلاش خود را انجام دادیم تا با قرار دادن مطالب مفید و جالب رضایت دوستان و بازدیدکنندگان محترم را جلب کنیم.
امیدوارم به این مهم دست پیدا کرده باشیم و در سایه الطاف الهی بتوانیم با توان بیشتر این راه را ادامه بدهیم.
از تمام دوستانی که در این راه مارا همراهی کردند کمال تشکر را داریم.
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 18:26 ] [ ela86 ]
Freemake Video Converter 2.4.0.2
reemake Video Converter همان طور که از نامش پیداست نرم افزای جهت تبدیل فرمت های ویدیویی به یکدیگر است. علاوه بر این قادر به تبدیل فرمت های صوتی به یکدیگر نیز میباشد. این نرم افزار سریع، قدرتمند و رایگان میباشد و فرمت های شما را با سرعت و کیفیت بالا به یکدیگر تبدیل میکند.شما میتوانید با این نرم افزار که از راحت دانلود دانلود میکنید، یک لیست طولانی از فرمت ها را تبدیل به فرمت های avi،wmv،mp4 و ۳gp کنید. این نرم افزار قادر است فرمت های ویدیویی شما را قابل پخش در دستگاه هایی مانند iPhone، iPod Touch، iPhone 4، iPad، iPod 5G، Psp، digital media player و … کند.
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 18:01 ] [ ela86 ]
دانلود نرم افزار ساده و کم حجم ویرایش فیلم - Xilisoft Video Editor 2.2
برخلاف نرم افزارهای سنگین و حرفه ای ویرایش فیلم، Xilisoft Video Editor برنامه ای است که با دارا بودن حجم کم و محیط کاربری ساده، اصلی ترین کارهای ویرایش فیلم را انجام میدهد.
توسط این نرم افزار میتوانید کارهایی مثل برش قسمت های دلخواه فیلم، چسباندن فیلم ها به یکدیگر، و چند قسمت کردن یک فیلم طولانی را به سادگی انجام دهید.
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:56 ] [ ela86 ]
از آخرین تصاویر ربیع آماده برای عملیات دیگر دیر شده بود. میخواست برود. خیلی عجله داشت. با همه روبوسی کرد و وداع. بغض گلویم را میفشرد. نمیتوانستم لب بگشایم و چیزی بگویم. خیلی به خودم فشار آوردم. دستش را که جلو آورد، در دستانم فشردم، صورت بر صورتش نهادم و روی چون ماهش را بوسهباران کردم. اشک امانم نداد و سرازیر شد. شانههایمان خیس شد از گریه. آن شب بچهها، هرکدام در گوشهای نشسته بودند. از شهدا میگفتند. بیش تر از همه از ربیع صحبت بود. از خندههایش، از شوخیهایش و از شجاعتش. آنها که دیده بودند از کاری که کرده بود تعریف میکردند. آن لحظه را میگفتند که در یک آن، زمین و زمان شد آتش. ناگهان بهیاد نوشته افتادم. سریع دست در جیب بردم. کسی حواسش به من نبود. خیلی با احترام و تقدس، کاغذ تاشده را بیرون آوردم. باز کردم. آنچه که دیدم، خیلی برایم عجیب آمد. این بود همهی خواسته یک رزمنده، لحظاتی قبل از شهادت:
به حاج ... ( حفظه المولی) [ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:47 ] [ ela86 ]
کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میرفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد. در جای خویش قرار گرفت. اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمیرسید. مسافران شادمان بودند که سفرشان به زودی شروع خواهد شد…هواپیما از زمین برخاست. اندکی بعد، مسافران کمربندها را گشودند تا کمی بیاسایند. پاسی گذشت. همه به گفتگو مشغول؛ کشیش در دریای اندیشه غوطهور که در جمع بعد چهها باید گفت و چگونه بر مردم تأثیر باید گذاشت. ناگاه، چراغ بالای سرش روشن شد: “کمربندها را ببندید!” همه با اکراه کمربندها را بستند؛ امّا زیاد موضوع را جدّی نگرفتند. اندکی بعد، صدای ظریفی از بلندگو به گوش رسید، “از نوشابه دادن فعلاً معذوریم؛ طوفان در پیش است.” سعی کرد اضطراب را از خود برهاند؛ اما سودی نداشت. همه آشفته بودند و نگران رسیدن به مقصد و از خویش پرسان که آیا از این سفر جان به سلامت به در خواهند برد…؟! [ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:41 ] [ ela86 ]
به گمانم آرزوهایم* را،
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:40 ] [ ela86 ]
در این دنیا از دو راه می توان موفق شد: . . . شاید رسم روزگار و ما مردم این شده که : ادامه مطلب [ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:32 ] [ ela86 ]
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 17:30 ] [ ela86 ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||