چو قلب شب تاریک تنهایی هایمدوستت دارم
چو بامداد خوش دوستت دارم
به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار
چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم
.
سرم درد میکند برای دردسر!
و تو میدانی آنقدردوستت دارم
که حتی اگر سرم به سنگ بخورد
یا سنگ به سرم !!
از این دوستت دارمدست بر نخواهم داشت
منو به دست من بکش ، به نامٍ من گناه کن / اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن
هنوز میپرستمت ، هنوز ماه من تویی / هنوز موئمنم ببین ، تنها گناه من تویی . . .
.
.
دیوانه ای راگفتند:چه خواهی ازخدای خویش ؟
گفت:عقل سالم خواهم تابرای عشقم دوباره دیوانه شوم . . .
.
.
دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد
آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد . . . !
.
.
برای پیش تو بودن”بلیط ” لازم نیست
مرور قصه ی دل کافی ست ..
.
.
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند
تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .
.
.
گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگزیده ای
از من عبور می کنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . .
.
.
ز هجران تو پرپر می زند دل / ز دل تنگی به هر در می زند دل
چو بلبل در فراق رویت ای گل / به دیوار قفس سرمیزند دل . . .
.
.
دیری است ندیده ام من الماس تنت / عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت
تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو / خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت
.
.
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
.
.
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج
قطره ای از باران محبت بود . . .
.
.
.
آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه این سوز و گداز
دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که سوختیم گفتند بساز . . .
.
.
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری . . .
.
.
بوی نفسهای لبت جان و دلم وا می کند
اما نمی دانم چرا امروز و فردا می کند
با بودنت کنار من ، غم های عالم می رود
فکر تو در این قلب من هر لحظه غوغا می کند . . .