عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونم

.

.

.

این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن

به سرعت خونه رو ترک کنید !

قضیه خونه تکونی جدیه !! 


یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونم

.

.

.

این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن

به سرعت خونه رو ترک کنید !

قضیه خونه تکونی جدیه !! 

.

.

.

به غضنفر میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟

.

.

 

.


غضنفر قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک!

.

.

 

.


غضنفر تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد.

.

.

 

.



یه روز غضنفر می افته توی چاه میگه: شانس آوردم تهش سوراخ نبود.


.

.

 

.


غضنفر فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه.

.

.

 

.



غضنفر شماره تلفن پیدا میکنه. زنگ میزنه میگه: من شماره تونو پیدا کردم. آدرس بدین تا واستون بیارمش.

.

.

 

.



غضنفر تاکسی دربست میگیره. از پنجره سوار میشه.

.

.

 

.


غضنفر با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال 
دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ غضنفر میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

.

.

 

.


غضنفر میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می‌کنند.

[ پنج‌شنبه 11 اسفند 1390 ] [ 16:35 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران