عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

در خواب بدیدم ۷ دختر لاغر ، ۷ پسر چاق را خوردند !

تعبیر : قحطی شوهر در راه است !


.

.

.

خدا شونه هامون رو فقط برای اینکه کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده

آفریده که بعضی وقتها بندازیشمون بالا و بگیم :

“به من چه !” 


در خواب بدیدم ۷ دختر لاغر ، ۷ پسر چاق را خوردند !

تعبیر : قحطی شوهر در راه است !


.

.

.

خدا شونه هامون رو فقط برای اینکه کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده

آفریده که بعضی وقتها بندازیشمون بالا و بگیم :

“به من چه !”

.

.

.

یا رب ز کرم جزای نیکی بفرست

ماشین و آپارتمان شیکی بفرست

من میل به تک خوری ندارم، لطفا”

از این دم بخت ها شریکی بفرست

.

.

.

چشماتو نگاه کردم تمام آفرینش خدا رو توش دیدم

لوس نشو تو چشات خودمو دیدم !

.

.

.

( د U سT د A ر M )

مدل جدیدش هست !

قبلیا خیلی تکراری شده بود !

.

.

.

شعر جدید سعدی پس از حذف یارانه ها :

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو تانی لقمه نانی به کف آری و سریعا بخوریش!

.

.

.

غضنفر تو جنگل داشته راه میرفته لاشه یه روباه رو میبینه رو زمین میگه :

وای خوب شد مرده و الا گولم میزد !



.

.

.

به دلیل گرانی نان

بازی نون بیار کباب ببر

غیر قانونی اعلام شد!

.

.

.

گدا میره در خونه‌ی یه پیرزن و پیرزنه عصبانی میاد دم در و میگه باز اومدی گدایی؟

گدا هم بر میگرده میگه چیه انتظار داشتی بیام خواستگاری؟

.

.

.

بازی قدیمی و پر طرفدار « نون بیار کباب ببر »

به دلیل تعارض با واقعیت موجود در جامعه و تخیلی بودن آن از جمع بازی ها حذف و بازی

« چندین سیخ کباب بیار تا بتونی لقمه نونی ببری » جایگزین آن شد !

.

.

.



این یکی اس ام اس نیست ! :

شوهره میاد خونه به زنش میگه:

من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون

زنش میگه: چرا این کار رو کردی، ببین خونه چقدر بهم ریخته است

ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست

شوهره میگه: میدونم ولی اشکالی نداره

زنه میگه: اگه میدونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟

شوهرمیگه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره !

.

.

.

این یکی هم اس ام اس نیست ! :

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند

ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد

یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید

دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود

مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم

کافیست از تو سریعتر بدوم

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت! 

[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 16:51 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران