عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

تو را بر کوه خواندم آب می شد / به دریا گفتمت بی تاب می شد

چو بر شب نام پاکت را سرودم / ز خورشید رخت سیراب می شد . . .

.

.

ببرد از من قرار و طاقت و هوش / پنیری بودم و دلبر چنان موش!

دل و دینم، دل و دینم ببردست / خدایا سارق دین و دلم کوش؟!


 

بــــه احتـــرام رفتنـــت ........... کلاهی رو که ســرم گذاشتــی بـر میـدارم

.

.

 حالا دیگر نه از حادثه خبری هست
و نه از اعجاز آن چشم های آشنا
از دلتنگی ها هم که بگذریم
تنهایی تنها اتفاق این روزهای من است...

.

.

 آرامش آن است که بدانی در هر گام دستهایت در دست خداست... لحظه هایت آرام.

.

.

خوب ها هرگز تنها نیستند ... مهربانی همسایه ی همیشگی آنهاست... و تو برای من خوبترینی....

.

.

ما که همسایه اشکیم ولى با دل تنگ/ گر لبى خنده کند یاد شما مى افتیم!

.

.

افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد.

.

.

نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی

ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .

.

.

از جرم عشق گر پیش کسی راهم نیست

یارب تو آگاهی که محبت گناه نیست . . .

.

.

وقتی درختی میسوزد ، دودش را همه میبینند

ولی اگر دلی بسوزد ، هیچکس سوختن آنرا حس نمیکند . . .

.

.

-عشق مانند شن روان است اگر به آن چنگ بزنید ازمیان دستان شما خواهد لغزید، به آرامی پیمانه ای از آن بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنان که شن در جستجوی پرکردن فضای خالی دستان شماست.

.

.

نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما

.

.

گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد

.

.

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما

.

.

کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی

.

.

دوستت دارم ، این تعارف نیست زندگی من است!

.

.

کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا / تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا

.

.

اگر مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن ، از آخرین نفسم استفاده می کنم تا بهت بگویم دوستت دارم

.

.

وقتی که با تو هستم پرواز می کنم من / دل پر زند به سویت وقتی که دورم از تو / از آسمان جانم با تو فقط پریدم / بال و پرم تو هستی ، جز تو کسی ندیدم

.

.

باید از عشق بسازم غزلی قابل تو /غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو/ دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد /سبز باشی و دلت خانه ی پاییز مباد

.

.

همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی ، یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من .

.

.

نمی خواهم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود ، اما این روزها کاری از دستانم بر نمی آید .

 

[ یکشنبه 15 آبان 1390 ] [ 13:43 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران