درگرگ وميش چشمهاي تو
نبض شكسته من موج ميزند
باري اگر هنوز به مسلخ نرفته ام....اما
ازالتهاي عشق تو
ديري است با آتش آشنام
مرا رها نكن
كه شكستن گناه نيست
درمكتبي كه توآموزگار عاطفه ايي
صاحب گناه كسي است كه با يك بهانه اي
رفتن بهانه كرد
حتي به التماس عشق بهايي نداد ورفت
تنها به آبروي عشق
به من يك نگاه كن
قلبم گرفته وبغضم شكسته است...
آيا هنوز... نگاهم نميكني؟؟؟!!!