به روی قطره ی اشکم غریب می آیی
به درد غربت من چون طبیب می آیی
نوای ناله ی من را چه خوب می شنوی
که چون ترانه ی امن یجیب می آیی
هزار جمعه گذشت ونیامدی آقا
چقدر در نظرم بی حبیب می آیی
زمانه در پی نیرنگ وحیله وتزویر
تو بااشاره ی حق بی رقیب می آیی
بیاد ساقی تشنه هنوز گریانی
که با شمیم خوش بوی سیب می آیی
وذوالفقار علی را بدست می گیری
کنار قبر همان نانجیب می آیی
تویی که منتقم خون پاک زهرایی
برای درد دلش بی شکیب می آیی