عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

حسرت


اول برج است . به خانه می روم با جعبه شیرینی در دست . 
چشم هایم خیس است و در حسرت آن خروس قندی هستم که سالها پیش ، روزی پدرم با چهره ای

خندان به من داد اما آن را پس دادم و گفتم :این هم شد شیرینی ؟
... چشمان پدرم خیس شد .
 بر گرفته از روزنامه همشهری با اندکی تصرف


[ یکشنبه 29 آبان 1390 ] [ 19:30 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران