عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

شیر یه روز تصمیم گرفت با نامزدش ازدواج کنه
در وسط جشن و در گردهمایی با شکوه شیر ها به مناسبت این واقعه مهم
موش کوچکی با احتیاط زیاد راهی برای خودش پیدا کرد و روبروی داماد وایساد و با صدای رسا و لرزان!! گفت ” داداش عزیز ازدواج تو رو تبریک می گم و برای داداش گنده ای مثل تو آرزوی خوشبختی دارم”
یکی از شیر های میهمان غرید که…” موش فسقلی تو چطور به یه شیر می گی داداش؟
.

.

.

.
.

موش با احتیاط و به آرامی گفت ” با اجازه داداش عزیز ، منم قبل از ازدواج شیر بودم!!” 


[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 16:41 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران