چشم هايت ترانه اي دارد ، پر تر از ابرهاي رويايي
دختر واژه هاي پر شورم ، از چه در خواب من نمي آيي ؟
از چه اين روزها پر از زخم است ، حرف هاي هميشه شيرينت ؟
از چه از من گرفته اي خوبم !چشم هاي قشنگ دريايي ؟
بي تو باران گرفته در شعرم ، با صدايي گرفته و غمگين
بي تو با لحن او غريبم من ، شعر شيرين و نرم لالايي !
خاطرات گذشته را بردار ، زير باران بيا به ديدارم
لحظه هاي غريبه اي دارند ، روزهاي بلند تنهايي
كاش چشمت غزل غزل مي گفت ( فاصله رد پاي رفتن نيست )
كاش مي شد دوباره مي گفتي گرچه دوري هنوز با مايي
آن خداحافظي كه دورت كرد دست دادي كه : باز مي آيم
اي كه با آن نگاه طوفاني بهترين راه حل فردايي !
هر چه دارم بگير و با اخمت دلخوشي را نگير از عمرم
من به پايين با تو مغرورم ، اي غرور قشنگ بالايي
مي نشستي كنار بغضم كاش ، كودكي هاي رفته را برگرد
مي شود در نگاه معصومت ، بغض آيينه ها تماشايي
خاك اين پرده را تكاندم باز ، عطسه كردم ، ( دوباره خنديدي ؟ )
اينكه شايد به فكر من باشي ، گفته بودي دوباره مي آيي . .
